تئوري مناطق آزاد ظاهرا نخستينبار در ممالكي ارايه شد كه داراي اقتصادي بسته بودند، درواقع در مرزهاي اين ممالك، برخي مناطق جهت فعاليتهاي آزاد اقتصادي در نظر گرفته ميشد.
در كشورهايي كه دولت سكاندار اقتصاد هستند اين تئوري ميتواند روش مفيدي براي توسعه اقتصادي باشد اما همانطور كه ميدانيم توسعه اقتصادي اولا به تنهايي نميتواند موجب توسعه باشد و از سوي ديگر اين روش ممكن است درصورت عدم پيروي از برنامهيي مدون و هدفمند، موجب رشد و توسعه ناهمگن كشور شود.
تئوري مناطق آزاد قبل از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران مطرح شد و نخستينبار در سال 1336 بعد از انتخاب بندر عباس به عنوان مركز صادرات و واردات كشور، انديشه ايجاد منطقه آزاد تجاري به عنوان يك ضرورت اقتصادي مورد توجه قرار گرفت.
اندكي قبل از انقلاب اسلامي جزيره كيش به عنوان مركز تجاري و توريستي معرفي شد، اما تشكيل يك منطقه آزاد تجاري با تعاريف مصطلح عملا بعد از اتمام جنگ تحميلي و در سال 1368 براساس قانون برنامه اول توسعه كشور صورت گرفت، نخستين مناطق آزاد تجاري ايران عبارت بودند از كيش، قشم و چابهار. اين مناطق در فاصله برنامههاي دوم تا چهارم به هفت منطقه افزايش يافت.
در واقع مناطق آزاد تجاري در مرزهاي مشترك كشور با كشورهاي همسايه تاسيس شدند و عمدهترين اهداف آنها عبارت بودند از: ايجاد صنايع توليدي صادراتي، انتقال دانش فني و صنعتي به كشورهاي ديگر، فراهم آوردن زيرساختهاي توسعه بازرگاني، پيوند اقتصاد ملي با اقتصاد جهاني، ايجاد قطبهاي علمي بينالمللي، جذب سرمايهگذاريهاي داخلي و خارجي، ايجاد فضايي مناسب جهت انجام طرحهاي آزمايشي براي تعميم آن در سطح كشور و اهداف فرهنگي، گردشگري و اجتماعي متناسب با سند چشمانداز و افق 1404.
يكي از مسائل مهمي كه با وجود پيش بينيهاي لازم در قانون و برنامههاي پنج ساله پيرامون مناطق آزاد مغفول مانده بود، بحث فرهنگ به عنوان زيربناي توسعه همهجانبه بود، هرچند كه برخي را گمان بر اين است كه طرح تاسيس مناطق آزاد تاحدودي موفقيتآميز بوده است، اما برخي نيز معتقدند منطق آزاد تجاري نتوانستهاند اهداف مورد نظر را محقق سازند مع الذلك توسعه فرهنگي مناطق آزاد ايران نتوانسته همگام با توسعه اقتصادي و صنعتي اين مناطق پيشرفت كند، در واقع فرهنگ اقوام ميزبان در طول سه دهه فعاليت اين مناطق همواره در تعارض محسوسي با فعاليتهاي اقتصادي و تجاري مناطق آزاد بسر برده است، در تحقيقي كه در شماره 61 فصلنامه مطالعات ملي سال 1386 منتشر شده، فعاليتهاي اقتصادي مناطق آزاد جنوب كشور موجب تضعيف هويت ملي و بومي منطقه دانسته شده است، از سوي ديگر دروازه باز مناطق آزاد بالفطره امكان تلاقي و برخورد فرهنگ ميهمان و ميزبان را فراهم آورده، شايد فقدان يك نظام نامه فرهنگي جامع در سرلوحه فعاليتهاي صنعتي، اقتصادي و تجاري عامل ايجاد اينگونه تنشها باشد، همان بحثي كه مقام معظم رهبري از آن به عنوان پيوست فرهنگي طرحهاي عمراني و اقتصادي ياد كردند.
به هرحال در طول حيات دولتهاي گذشته به اين مهم توجه كافي صورت نگرفته است (برگرفته از سخنان دبير شوراي عالي مناطق آزاد كشور در جمع ائمه جمعه مناطق آزاد، پاييز 1393) قشم اما اخيرا در رسانههاي كشور خبر ضرورت ايجاد معاونتهاي فرهنگي در مناطق آزاد نويد بخش توجه ويژه دولت يازدهم به اين مساله است. ازسوي ديگر اختصاص 64 درصد بودجه مناطق آزاد به فعاليتهاي فرهنگي و هنري نيز نشان از اهتمام دبير شوراي عالي مناطق آزاد دارد.
در خصوص پيوست فرهنگي طرحهاي اقتصادي، بازرگاني و صنعتي در مناطق آزاد يا تدوين نظامنامههاي فرهنگي اين مناطق بايد توجه داشته باشيم كه اولا اين پيوستها نبايد صرفا به اجراي برنامههاي فرهنگي نظير مسابقهها، جشنوارهها و نمايشگاهها يا ايجاد كتابخانه بسنده كند، بلكه بايد در آنها همه ابعاد مهندسي فرهنگي در نظر گرفته شود چرا كه بناست مناطق آزاد به عنوان الگوهاي سبك زندگي و به صورت طرحهاي آزمايشي براي تعميم به كل كشور باشد.
در اين پيوستها بهتراست به سيماي فرهنگي و مبلمان شهري و روستايي مناطق آزاد، ارتقاء شاخصهاي فرهنگ عمومي منطقه فحمايت از تنوع فرهنگي جوامع ميزبان منطقه، حمايت از هويت فرهنگي، زبان، آداب و رسوم و سنتها و صنايع دستي و هنري هر منطقه و ارتقا سطح شاخصهاي فرهنگ رسمي، در كنار فرهنگ عمومي، نظير گسترش فضاهاي فرهنگي، توسعه فرهنگ كتاب و كتابخواني، حمايت از هنرهاي بومي و ملي و تعظيم و بزرگداشت مفاخر و مشاهير ديني، علمي و فرهنگي منطقهيي و ملي پرداخته شود.
شايسته است براي هر منطقه آزاد يك الگوي فرهنگ ايراني واسلامي ارائه شود تا بتوان توسعه اقتصادي و صنعتي را در يك بستر سالم فرهنگي هدايت كرد و به سوي افقهاي روشن پيشرفت پيش برد.
چرا كه در غير اين صورت پديدههاي زشت اجتماعي و فرهنگي نظير قاچاق كالا و ارز، رشوه، تقلب، سوءاستفاده، رانتخواري تملق، قانونگريزي، ثروتاندوزي و... چهره اين مناطق را نامناسب خواهد كرد.
هر چند كه خوشبختانه مسير توسعه اين مناطق و همت و تدبير مردان و زنان خدمتگذار در ايران اسلامي حاكي از فداهاي طلايي اين مناطق و كل ايران است. مناطق آزاد توانسته است فرصتهايي ارزشمند در اختيار كشور قرار دهد ازجمله امكان معرفي و صدور هوشمندانه فرهنگ غني ايراني- اسلامي، امكان تحقق مقوله اقتصاد فرهنگ و هنر و امكان آزمايش طرحهاي فرهنگي، هنري و آموزشي در مناطق به عنوان پايلوت و چنانچه نتوان ازاين فرصتها به درستي استفاده كرد جاي خودرا به تهديدات فرهنگي نظير تضعيف فرهنگ بومي و ملي، تغيير سبك زندگي به مدلهاي بيگانه و جايگزيني تشتت فرهنگي بجاي تنوع فرهنگي خواهد داد.
لذا در اين راستا براي اغتنام فرصتها پيشنهاد ميشود:
1- تدوين سند جامع توسعه فرهنگي مناطق آزاد
2- ايجاد بانكهاي اطلاعاتي هنرمندان، نويسندگان و مشاهير و مفاخر علمي و فرهنگي
3- بررسي وضعيت موجود شاخصهاي فرهنگ عمومي با همكاري شوراي فرهنگ عمومي مناطق آزاد
4- تهيه الگوهاي ايراني اسلامي مبلمان شهري و ساماندهي فضاهاي فرهنگي وتابلوهاي تبليغاتي اصناف و نامگذاري معابر و ميادين و ارايه الگوي مناسب تبليغات شهري.
5- ايجاد ايستگاههاي فرهنگي كتاب و مطبوعات
6- گسترش فضاهاي فرهنگي
7- تدوين نظامنامه فرهنگي مناطق
8- اهتمام برامر اقتصاد فرهنگ و هنر و امكان فروش، نمايش و تبليغ توليدات فرهنگي در مناطق آزاد.
ناصر دولتشاه
مدرس دانشگاه و كارشناس فرهنگي